نـخـسـتين سفر استاني احمدينژاد - در مقام رئيس دولت دهم - شاهد تبليغات گـسـتـرده بـراي اثـبـات <اسـتثنايي بودن دولـتهـاي نـهم و دهم> در مــقــايـسـه با دولتهاي قبلي بود. سخنان روز پنجشنبه رئيس دولت را ميتوان در دو عرصه داخلي و خارجي مورد ارزيابي قرار داد كه اين يادداشت، يك سوژه خارجي و يك موضوع داخلي را از ميان سخنان تبليغاتي اخير، مورد بررسي قرار ميدهد.
1-مهمترين نكته در سخنراني پنجشنبه احمدي نژاد، بازگويي اين ادعا بود كه <قبل از دولت نهم، فشارهاي زيادي براي تعطيلي همه برنامههاي هستهاي ايران وجود داشته و امروز، جهانيان منتظر هستند تا پاسخ مثبت ايران براي همكاري در عرصههاي مختلف به دست آنها برسد.> البته هر ايراني غيرتمندي خوشحال خواهد شد كه بر عظمت جايگاه ايران و ايراني در جهان افزوده شود. هيچ كس هم در ايران راضي نخواهد بود كه فرد يا كشوري در دنيا، به دنبال محدودسازي يا سلب حقوق مسلم ايرانيان باشد؛ فرقي هم نميكند كه اين سلب حقوق، ناشي از زورگويي غربيها باشد يا خوش رقصي روسيه و چين براي آمريكا و متحدان غربي آن. بر همين اساس، شنيدن سخنان احمدينژاد و تأكيد او بر ارتقاي جايگاه ايران، براي لحظاتي همه را خوشحال ميكند. اما آيا آنچه در عالم واقع صورت ميگيرد اجازه ميدهد اين خوشحاليها براي مدت طولاني تــداوم يابد؟ پاسخ نگارنده بــه ايــن ســوال، مـنـفــي اســت. امــروز مـتــاسـفــانـه نـه تـنـهـا در كشورهاي غربي، بلكه در كشورهاي منطقه و حتي كشورهايي كه حضور ايرانيان، از عوامل رونق اقتصادي آنها بوده است، حـرمـت ايرانيها شكسته ميشود و از مسئولان دولتي، كمتر صدايي برميخيزد.كافي است هر كس به روزنامههاي منتشره در كشور - اعم از اصولگرا يا اصلاح طلب - نگاهي بيندازد تا هر روز خبري از هتك حرمت ايرانيان در امارات، عربستان و عراق ملاحظه كند. اين وضعيت، در مورد كشورهاي غربي نيز آنقدر آشكار است كه نيازي به تكرار ندارد. همچنين احمـدينـژاد اگـر مـايـل باشد ميتواند معاون مورد اعتماد خود - سعيدلو - را مامور نمايد تا گزارشي از نحوه صدور ويزا و پذيرش تيمهاي ورزشي ايران كه عازم بعضي كشورها - حتي چين و روسيه - هستند تهيه و در اختيار او بگذارد. البته اين وضعيت، تنها گريبانگير مردم عادي نيست. مثلا آنچه در جريان سفر اخير احمدينژاد به نيويورك و سخنراني او در مجمع عـمـومـي سازمان ملل به وقوع پيوست را نميتوان نشانه علاقهمندي كشورهاي بزرگ دنيا براي جلب همكاري ايران در عرصههاي گوناگون دانست. دو مصوبه اخير مجلسين آمريكا هم نشانهاي است كه وجود هرگونه اراده براي جلب همكاري ايران را منتفي ميسازد.
در مــوضـوع هـسـتهاي هم، اگر قرار باشد استدلال احمدينژاد و استناد او به اظهارنظرهاي علني غربيها و هم پيمانان شرقي آنها مدنظر قرار گيرد هيچ نشانهاي از تغيير موضع اصولي در ميان مخالفان برنامه هستهاي ايران ملاحظه نميگردد. امروز در تبليغات غربيها، همان نكاتي - و البته با لحن نامناسبتر - مطرح ميشود كه در سالهاي گذشته نيز مطرح ميشد. هنوز غربيها از انزواي ايران سخن ميگويند و شرقيهاي مورد علاقه دولت ايران هم، پايبندي ايران به قطعنامههاي شوراي امنيت را مورد تاكيد قرار مي دهند. اگر هم گاهي در ميان سخنان شرقيها، مخالفت با تحريم ايران مشاهده ميشود براي اين مخالفت قيد زماني ميگذارند كه <هنوز سخن گفتن از تشديد تحريم ايران، زود است.> شايد هم اين سخنان، نوعي عشوهگري شرقيها براي اربابان غربي باشد تا امتياز بـيـشـتـري بگيرند. اما اگر مسئولان دولت دهم، همچنان قطعنامههاي شوراي امنيت را <ورق پاره> و اظهارات علني مسئولان آن كشورها را <بادهوا> ميدانند بهتر است <ملت ايران> را از جزئيات مذاكرات و امتيازهاي اخذ شده از طرفهاي غربي مطلع كنند. آيا بهتر نبود احمدي نژاد براي خوشحالتر شدن مردم، مفاد پاسخ قاطع دولت خود به پيشنهاد غربيها - در مورد خارج كردن غنيسازي از ايران - را به صورت علني در جوار بارگاه امام رضا (ع) اعلام ميكرد تا مردم به صورت ملموس، تغيير جايگاه ايران را درك كنند؟
2-مهمترين بحث داخلي احمدينژاد در سخنراني اخير، موضوع هدفمند كردن يارانهها بود. او در اين سخنراني، تلاشهاي قبلي خود را ادامه داد كه نشان ميداد دلسوزانهترين ديدگاهها در خصوص موضوع يارانهها، توسط دولت و رئيس آن ارائه ميشود و اگر مردم و به ويژه اقشار ضعيف جامعه با مشكلي مواجه شوند، مسئوليت آن متوجه مجلس و كساني است كه حاضر نشدهاند پيشنهادهاي دولت را مو به مو اجرا كنند. اين در حالي است كه اظهارات بسياري از نمايندگانمجلس در چهار سال اخير، نشان ميدهد كه آنـها در مواردي، سياستهاي اقتصادي دولت احمدي نژاد را عينا تاييد كردهاند تا به كارشكني در برابر دولت اصولگرا و رئيس آن متهم نشوند. اما همين نمايندگان و بسياري از اقتصاددانان مستقل، مدعي هستند كه عمده مشكلات اقتصادي كشور،مرتبط با همان سياست هايي است كه با اصرار رئيس دولت تصويب و اجرا شده است. متأسفانه از روزهاي منتهي به انتخابات تا امروز، تريبون يك طرفه صدا و سيما در اختيار احمدينژاد بوده تا به گندم نمايي متاع اقتصادي دولت خود بپردازد و مردم را از <جو فروشي> مخالفان طرحهاي خود بترساند.
در اين ميان، هر كس حق دارد نگران اين وضعيت باشد كه بار ديگربا فشارهاي رسانهاي و سياسي - كه احمدي نژاد و حاميان او، متخصص رتبه اول آن هستند - باز هم خواستههاي دولت در قالب قانون درآيد و چند سال ديگر، اقتصاددانان مجلس فرياد بزنند كه <ميدانستيم اين طرحها، تورمزا و گرانيساز است اما آن را تصويب كرديم تا به كارشكني در برابر "رئيسجمهور محبوب" متهم نشويم. >
با توجه به دو نمونه فوق، به نظر مي رسد تنها حق عمومي كه به طور كامل در حال استيفا ميباشد انجام تبليغات يكطرفه براي اثبات حقانيت كامل دولت دهم در داخل و اقتدار روزافزون آن در خارج است. اين در حالي است كه حتي بسياري از اصولگرايان، نسبت به صحت و دقت اين تبليغات ترديد دارند. پس آيا بهتر نيست دولتمرداني كه تمام تصميمات و برنامههاي خود را منتسب به ملت ايران ميكنند اجازه دهند كه اين ملت، در جريان كامل تحولات مهم داخلي و خارجي قرار گيرد و به دور از تبليغاتي كه <اتهام افكني> عليه منتقدان، چاشني هميشگي آن است، به تحليل واقعيات بنشيند؟ شايد نمايندگان مجلس با قرار گرفتن در جايگاه واقعي خود، بتوانند اين <حق مسلم> ملت را به آنها تقديم نمايند.
* مجتبی واحدی
منبع: نواندیش به نقل از آفتاب یزد |